تحلیل فاندامنتال
وقتی صحبت از سرمایهگذاری و خریدوفروش در بازارهای مالی میشود به جرات میتوان گفت که هیچ دلیل و منطق خاصی پشت آن وجود ندارد. فرقی نمیکند که بازار مورد نظر ما یکی از بازارهای سنتی مثل بازار بورس باشد یا بازار تازهواردی مثل ارزهای دیجیتال، هیچ فرمول خاصی برای موفقیت صددرصدی در آنها وجود ندارد. در این مقاله به بررسی تحلیل فاندامنتال میپردازیم.جهت کسب اطلاعات بیشتر در حوزه فارکس به آکادمی محمد کریمی بپیوندید...
بااینحال در طول همهی این سالها بسیاری از سرمایهگذاران و فعالان این بازارها از یک سری الگوهای تکرارشونده و ابزارهای تحلیلی کمک گرفتهاند تا احتمال موفقیت خود را بالا ببرند. این روشها را معمولاً به دو دستهی تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال یا بنیادی تقسیم میکنند که امروز میخواهیم به طور دقیق در مورد یکی از آنها، یعنی تحلیل فاندامنتال یا تحلیل بنیادی صحبت کنیم. از همین رو در این مقاله یاد خواهید گرفت که تحلیل فاندامنتال چه مفهومی دارد و از چه روشهایی میتوان از مزایای آن بهره برد. در انتها نیز در مورد مزایا و معایب تحلیل فاندامنتال در بازارهای مالی بحث میکنیم. با ما همراه باشید.تحلیل فاندامنتال چیست؟
«تحلیل فاندامنتال» یا بنیادی (Fundamental Analysis) روشی برای ارزیابی ارزش ذاتی یک دارایی مثل سهام بورس یا یک ارز دیجیتال همچون بیت کوین است.
بزرگترین کمپین آموزشی بازارهای مالی با محمد کریمی
مثلاً اگر شرکت مورد نظر شما یک شرکت خودروسازی است میتوانید رقبای آن را هم بررسی کنید تا درصورتی که شرایط بهتری نسبت به شرکت انتخابی شما داشتند، روی یکی از آنها سرمایهگذاری کنید. حتی میتوان یک مرحلهی دیگر نگاه خود را بالاتر ببرید و مسائلی نظیر نرخهای بهره و تورم را هم در انتخاب خود وارد کنید. مثالی که عرض کردیم به عنوان روش پایین به بالا شناخته میشود. در واقع شما نگاه خود را از پایینترین سطح که شرایط خود شرکت است آغاز میکنید و مرحلهبهمرحله جایگاه آن را در اقتصاد کلی بررسی میکنید.روش دیگر روش بالا به پایین است که در آن ابتدا شرایط بازار تحلیل شده و سپس با حذف گزینهها یک شرکت به عنوان انتخاب نهایی باقی میماند.هدف اصلی تحلیل فاندامنتال
در تحلیل فاندامنتال هدف اصلی در این است که یک قیمت هدف برای یک سهم یا رمزارز یا هر دارایی دیگر تعیین کرده و آن را با قیمت فعلی آن مقایسه کنیم. اگر قیمتی که ما به دست آوردیم بیشتر از قیمت فعلی باشد پس نتیجه میگیریم که ارزش فعلی آن از حد واقعی خود پایینتر است و احتمال رشد دارد.در غیر این صورت میتوان نتیجه گرفت که قیمت فعلی آن دارایی از قیمت واقعی خود بالاتر رفته و هرلحظه امکان پایین آمدن آن وجود دارد. به کمک دادهها و اطلاعاتی که از این تحلیل به دست میآید میتوان تصمیمات آگاهانهتری گرفت و احتمال موفقیت را بالا برد.تفاوت تحلیل فاندامنتال با تحلیل تکنیکال
همانطور که گفتیم سرمایهگذاران و معاملهگرهای بازارهای مالی معمولاً دو اسلحه برای پیشبینی روند بازار در اختیار دارند. یکی از آنها تحلیل فاندامنتال بود که در مورد آن تا حدودی صحبت کردیم و در ادامه نیز با جزئیات بیشتر بحث خواهیم کرد. اسلحهی دیگر «تحلیل تکنیکال» یا تحلیل فنی (Technical Analysis) است که به طور کامل روی نمودار قیمت انجام میشود. سرمایهگذاران کمتجربهای که به تازگی وارد بازارهای مالی مثل بازار تبادل ارزهای خارجی و ارزهای دیجیتال شدهاند اغلب سردرگم میشوند و نمیدانند که از کدام تحلیل استفاده کنند. تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال از روشهای کاملاً متفاوتی برای تحلیل ارزش یک دارایی استفاده میکنند ولی در نهایت هر دو اطلاعات مفیدی را در اختیار ما قرار میدهند. سوال اینجاست که کدام یک بهتر است؟ حتی برخی مواقع ممکن است از این دو تحلیل نتایج متضادی حاصل شود.ما به عنوان یک سرمایهگذار به کدام تحلیل باید توجه کنیم؟
در پاسخ به این سوالها باید گفت شرایط آن دارایی در زمان تحلیل همهچیز را مشخص میکند. طرفداران تحلیل فاندامنتال عقیده دارند که قیمت فعلی یک دارایی ضرورتاً نشاندهندهی ارزش واقعی آن نیست و از همین رو تمام تصمیمات خود را روی اطلاعاتی که تحلیل فاندامنتال در اختیارشان قرار میدهد، پایهگذاری میکنند. طرفداران تحلیل تکنیکال هم اعتقاد دارند که روند حرکتی قیمت یک دارایی را میتوان تا حدودی از روی حرکات قیمتی و میزان حجم خریدوفروش استنباط کرد. این افراد زمان خود را روی مطالعهی عوامل بیرونی نمیگذارند و ترجیح میدهند که به صورت صددرصدی روی نمودار قیمت و تحلیل الگوها و روندهای بازار وقت بگذارند. به عنوان مثال شرایطی را در نظر بگیرید که در آن براساس تحلیل تکنیکال احتمال رشد قیمتی یک ارز دیجیتال وجود دارد. با این حال خبری منتشر میشود که شرکت توسعهدهندهی آن رمزارز دچار مشکلاتی شده و احتمال تغییر در آن وجود دارد. این موضوع به عنوان یک خبر فاندامنتال بد محسوب میشود و میتواند تمام قواعد و پیشبینیهای تحلیل تکنیکال مبنی بر صعود قیمت را تحت تاثیر خود قرار دهد. به همین ترتیب ممکن است شرایط خاص دیگری نیز پیش بیاید که تحلیل تکنیکال پیشبینیهای تحلیل فاندامنتال را نقض کند. در کل نتیجهای که به دست میآید این است که استفاده از یک نوع تحلیل باعث نمیشود که نتوانیم از نوع دیگر استفاده کنیم. از همین رو بسیاری از سرمایهگذاران و معاملهگران حرفهای از هر دو تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال در بررسیهای خود استفاده میکنند تا بهترین نتیجه برایشان حاصل شود. نکتهی دیگری که باید به آن توجه کرد در این است که یکی از این تحلیلها ممکن است در بازارهای خاصی مثل ارزهای دیجیتال استفادهی بیشتری داشته باشد. به عبارت دیگر ممکن است کارایی تحلیلی مثل تحلیل فاندامنتال یا تکنیکال در بازاری مثل بازار ارزهای دیجیتال احتمال برد بیشتری نسبت به بازاری مثل بورس جهانی داشته باشد. بنابراین اینکه در چه بازاری از چه تحلیلی استفاده میکنیم هم اهمیت ویژهای دارد. در شکل زیر به طور خلاصه میتوانید تفاوتهای این دو نوع تحلیل را مشاهده فرمایید.محبوب ترین اندیکاتورها در تحلیل فاندامنتال
از دیرباز افراد و سرمایهگذاران بازارهای مالی سعی کردهاند که با استفاده از روشها و ابزارهای مختلف روند کلی بازار و حرکت بعدی آن را پیشبینی کنند. این روشها و ابزارهای مختلف معمولاً «اندیکاتور» یا نشانگر (Indicator) میگویند که هم در تحلیل تکنیکال و هم در تحلیل فاندامنتال از آنها استفاده میشود. با این حال برخلاف تحلیل تکنیکال که در آن از اندیکاتورهای معروفی مثل «میانگین متحرک همگرا واگرا» (MACD) و «شاخص قدرت نسبی» (RSI) و همچنین نمودارهای شمعی ژاپنی برای بررسی و تحلیل بازار استفاده میشود، در تحلیل فاندامنتال خبری از آنها نبوده و از یک سری اندیکاتورهای مختصوص این نوع تحلیل کمک گرفته میشود. در ادامه به معرفی برخی از مهمترین اندیکاتورهای تحلیل فاندامنتال میپردازیم که ممکن است برخی از آنها در بعضی از بازارها مثل بازار کریپتوکارنسیها بیمعنی باشند. در بخش بعدی به صورت جداگانه در مورد تحلیل فاندامنتال در بازار ارزهای دیجیتال و تفاوتهای آن صحبت خواهیم کرد.محبوب ترین اندیکاتورهای تحلیل فاندامنتال
- سود هر سهم (EPS)
- نسبت قیمت به درآمد (P/E)
- نسبت قیمت به ارزش دفتری (P/B)
- نسبت قیمت به درآمد به رشد (PEG)
سود هر سهم (EPS) از محبوب ترین اندیکاتورها در تحلیل فاندامنتال
«اندیکاتور سود هر سهم» یا به انگلیسی Earnings per share که بهصورت اختصاری به آن EPS هم گفته میشود به منظور مشخص کردن نسبی سوددهی یک شرکت ایجاد شده است. این اندیکاتور به ما میگوید که میزان سوددهی یک شرکت به ازای هر سهم از آن چقدر است و با کسر کردن سود سهام ممتاز از درآمد خالص و تقسیم آن به تعداد کل سهمها محاسبه میشود. برای مثال فرض کنیم یک شرکت فرضی سود سهام ممتاز ندارد و سود آن ۱ میلیون دلار است. اگر این شرکت ۲۰۰ هزار سهم داشته باشد با محاسبهی اندیکاتور سود هر سهم به عدد ۵ دلار میرسیم. همانطور که میبینید محاسبهی این اندیکاتور نیازمند عملیات پیچیده و سختی نیست ولی میتواند اطلاعات مفیدی در اختیار ما قرار بدهد تا تصمیم بهتری در مورد سرمایهگذاری خود بگیریم. در واقع شرکتهایی که اندیکاتور سود هر سهم یا EPS آنها در حال رشد است میتوانند گزینههای خوبی برای سرمایهگذاری برای شما باشند. البته ناگفته نماند که برخی از افراد استفاده از نسخهی خاصی از این اندیکاتور با نام «سود تقلیل یافته هر سهم» (Diluted earnings per share) را ترجیح میدهند که برخلاف اندیکاتور اصلی عواملی که ممکن است باعث افزایش تعداد سهمها شوند را هم در فرمول خود دخالت میدهند. اگر قرارداد اختیار معامله (Option) هم قابل ارائه باشد برای مثال کارمندان شرکت هم میتوانند سهام بخرند که در این صورت به دلیل زیاد شدن تعداد سهمها عدد حاصل کمتر از اندیکاتور سود هر سهم معمولی میشود. بااینحال لازم به ذکر است که مانند هر اندیکاتور دیگری نباید تنها با اتکا به یک اندیکاتور مثل EPS اقدام به خریدوفروش و سرمایهگذاری روی داراییهای مختلف کرد. این اندیکاتور زمانی که در کنار اندیکاتورهای دیگر استفاده شود از قدرت بالایی برخوردار میشود.نسبت قیمت به درآمد (P/E) از محبوب ترین اندیکاتورها در تحلیل فاندامنتال
«اندیکاتور نسبت قیمت به درآمد» که به آن (Price-to-earnings Ratio) هم میگویند، با مقایسهی قیمت هر سهم با اندیکاتور EPS که در بخش قبلی معرفی کردیم، شرکتها را ارزیابی میکند و با تقسیم کردن قیمت هر سهم بر مقدار عددی EPS حاصل میشود. برای درک بهتر این اندیکاتور بیایید همان مثال قبلی را دوباره در نظر بگیریم که در آن EPS یک شرکت برابر با ۵ دلار بود. حال فرض کنیم قیمت هر سهم ۱۰ دلار معامله میشود. بنابراین نسبت قیمت به درآمد یا نسبت P/E این شرکت برابر با ۲ خواهد بود. اما این رقم چه چیزی را نشان میدهد؟ برای اینکه عدد حاصل دارای معنی خاصی باشد باید آن را با دیگر نتایج تحقیقات خود مقایسه کنیم. بسیاری از سرمایهگذاران معتبر از این اندیکاتور برای ارزیابی ارزش یک شرکت استفاده میکنند. به عبارت دیگر به عقیدهی آنها اگر این نسبت بالا باشد یعنی سهام آن شرکت بالاتر از ارزش واقعی خود معامله میشود و اگر پایین باشد این یعنی قیمت هر سهم از آن شرکت از ارزش واقعی خود پایینتر است و میتواند در آینده رشد کند. در واقع بهترین کار این است که نسبت P/E شرکتهای همرده را با هم مقایسه کنیم و براساس آن تصمیم بگیریم. باز هم میگوییم که این اندیکاتور همواره درست از آب در نمیآید و باید آن را در کنار دیگر اندیکاتورها و تحلیلها استفاده کرد.نسبت قیمت به ارزش دفتری (P/B) از محبوب ترین اندیکاتورها در تحلیل فاندامنتال
«اندیکاتور نسبت قیمت به ارزش دفتری» (Price-to-book Ratio) یا P/B همانطور که از اسمش پیداست به ما نشان میدهد که سرمایهگذاران یک شرکت نسبت به ارزش دفتری آن چقدر به آن شرکت ارزش میدهند. برای درک این جمله بهتر است بدانید که ارزش دفتری یک شرکت در واقع همان ارزش شرکت است که در گزارشهای مالی تعریف میشود و معمولاً با کسر کردن تعهدات مالی آن شرکت از داراییهایش به دست میآید. برای محاسبهی این اندیکاتور قیمت هر سهم را بر ارزش دفتری هر سهم تقسیم میکنیم. در مثال قبلی خود اگر فرض کنیم که ارزش دفتری آن شرکت برابر با ۵۰۰ هزار دلار باشد و با توجه به اینکه گفتیم هر سهم با ۱۰ دلار معامله میشود و در کل هم ۲۰۰ هزار سهم داریم، ارزش دفتری به ازای هر سهم با تقسیم ۵۰۰ هزار دلار بر ۲۰۰ هزار سهم به دست میآید و با ۲.۵ دلار برابر است. حال برای محاسبهی اندیکاتور نسبت قیمت به ارزش دفتری باید ۱۰ دلار را بر ۲.۵ دلار تقسیم کنیم تا با عدد ۴ مواجه شویم. این عدد نسبت قیمت به ارزش دفتری را برای آن شرکت نشان میدهد. با یک نگاه به این عدد متوجه میشویم که اوضاع برای این شرکت چندان جالب نیست. در واقع این نسبت به ما میگوید که در حال حاضر هر سهم از این شرکت ۴ برابر ارزش واقعی خود روی کاغذ معامله میشود. به عبارت دیگر به دست آوردن عدد ۴ برای این اندیکاتور نشان میدهد که سهام این شرکت بیشتر از ارزش فعلی خود معامله میشود و احتمال کاهش قیمت وجود دارد. حال اگر مقدار این اندیکاتور کمتر از ۱ به دست میآمد میتوانستیم نتیجه بگیریم که ارزش آن شرکت بیشتر از ارزش فعلی آن است و ممکن است در آینده سهام این شرکت عملکرد خوبی داشته باشد.نسبت قیمت به درآمد به رشد (PEG) از محبوب ترین اندیکاتورها در تحلیل فاندامنتال
«اندیکاتور نسبت قیمت به درآمد» به رشد (Price/earnings-to-growth ratio) که شاید اسم آن کمی گیجکننده به نظر برسد در واقع نسخهی گسترشیافتهی نسبت سود به درآمد است که میزان رشد را هم در خود دخیل میکند. این اندیکاتور که به اختصار به آن PEG هم میگویند با تقسیم کردن نسبت قیمت به درآمد بر نرخ رشد درآمد به دست میآید. نرخ رشد درآمد نشاندهندهی پیشبینی میزان رشد درآمد یک شرکت در یک بازهی زمانی مشخص است و آن را به صورت درصدی بیان میکنیم. برای مثال فرض کنید برای شرکت فرضی خود در طول پنج سال آینده نرخ رشد ۱۰ درصدی را پیشبینی کردهایم. حال نسبت قیمت به درآمد را که قبلاً مقدار آن را برابر با ۲ به دست آوردیم تقسیم بر ۱۰ میکنیم تا به نسبت ۰.۲ برسیم. این نسبت نشان میدهد که شرکت مورد نظر ما گزینهی خوبی برای سرمایهگذاری است زیرا اگر عوامل رشد آن در آینده را در نظر بگیریم، ارزش فعلی آن بسیار پایینتر از ارزش واقعی خود است. در واقع هر شرکتی که نسبت آن کمتر از ۱ باشد ارزش فعلی آن پایینتر از ارزش واقعی آن است و میتواند گزینهی مناسبی برای سرمایهگذاری باشد. در طرف دیگر هر شرکتی که نسبتی بالاتر از ۱ داشته باشد ارزش فعلی آن بیشتر از ارزش واقعیاش است. بسیاری از سرمایهگذاران استفاده از اندیکاتور PEG را به P/E ترجیح میدهند. این افراد معتقدند اندیکاتور PEG در محاسبات خود از یک متغیر بسیار مهم استفاده میکند که در اندیکاتور P/E کاملاً از آن چشمپوشی میشود.تحلیل فاندامنتال در بازار ارزهای دیجیتال
همانطور که در بخشهای قبلی هم اشاره کردیم اندیکاتورها و معیارهای معرفیشده در بخش قبلی چندان قابل استفاده در بازار ارزهای دیجیتال و کریپتوکارنسیها نیستند. بااینحال این دلیل نمیشود که بگوییم در این بازار نمیتوان از تحلیل فاندامنتال استفاده کرد. در واقع دنیای بزرگ رمزارزها یک سری اندیکاتورها و معیارهای مخصوص به خود را دارد که میتوان از آنها برای ارزیابی یک پروژه استفاده کرد و در مورد اعتبار آن تصمیم گرفت.آموزش امواج الیوت برای معاملات فارکس
اندیکاتورهای مخصوص به دنیای ارزهای دیجیتال در تحلیل فاندامنتال
- نسبت ارزش به تراکنش شبکه (NTV)
- تعداد آدرسهای فعال
- نسبت قیمت به تأمین هزینه های استخراج
- مقاله علمی، تیم سازنده و نقشه راه